|
|
|
|
|
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی سریال مدار صفر درجه رو دوست داشتم ،حرفهای عاشقانه و دلنوازی رد و بدل میشد. ولی این موسیقی تیتراژ سریال یک جوری دیوانه ام میکرد.تمام احساساتم غلیان میکنه مثل همین الان که دارم این مطالب رو مینویسم و اگر چند بار بیشتر این موسیقی رو گوش بدم اشکهایم سرازیر میشود .بدلیل گذراندن این دوران شیرین بدجوری حساس شدم . با کوچکترین تلنگری اشکهایم سرازیر میشود. وقتی که من عاشق شدم دنیا همان یک لحظه بود. عاشق شدن و عاشق بودن ناب ترین احساسه. ومن عاشقم.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:50 توسط سولی
|
|
||
|
|
|
|
|
**ساعت 7 صبح ، ساعت زنگ میزنه و من قبل از بلند شدن دقت میکنم به تو و به وجودم و ثانیه ای نمیگذره که اولین حرکاتت رو هر چند ضعیف ، مثل ترکیدن حباب احساس میکنم .17 اردیبهشت 87 **نمایشگاه کتاب اونقدر شلوغه که نگو و نپرس . کتاب جای خالی سلوچ (محمود دولت آبادی) رو گرفتم . فصل اولش رو خوندم برای من همون حال و هوای کتاب کلیدر رو داره. با همون سبک نوشتاری کوتاه و نفس بر. اونقدر در جملات کوتاه و ملموس حالات و رفتار آدمهای قصه رو میخونی که گاهی فکر میکنم دارم فیلم میبینم . **هر چند خونه پیدا کردن خیلی سخته و هزینه های اجاره سرسام آور ولی برای من جالبه که دارم بعد از 5 سال جابجا میشم. یک تنوع عالی! **بالاخره قراداد جدیدم اومد و به خوشی امضا شد و رفت . خوب خدارو شکر که میتونم از بیمه زایمان هم استفاده کنم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:20 توسط سولی
|
|
||
|
|
|
|
|
**قابل گفتن نیست که تکانهای وجود عزیزی که تلاش میکند برای بودن و ماندن ، بند بند وجودم را لبریز از شادی میکند. و من در تمام این لحظات خدا را با تمام وجود احساس میکنم و این از نظر من قشنگترین و بزرگترین لطف و نعمتی است که بخشیده شده. ** * به مریم عزیز:حال هر دوتامون خوبه. ماه بعد خبرهای جدید بهت میدم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:12 توسط سولی
|
|
||