|
|
|
|
|
**ساعت 7 صبح ، ساعت زنگ میزنه و من قبل از بلند شدن دقت میکنم به تو و به وجودم و ثانیه ای نمیگذره که اولین حرکاتت رو هر چند ضعیف ، مثل ترکیدن حباب احساس میکنم .17 اردیبهشت 87 **نمایشگاه کتاب اونقدر شلوغه که نگو و نپرس . کتاب جای خالی سلوچ (محمود دولت آبادی) رو گرفتم . فصل اولش رو خوندم برای من همون حال و هوای کتاب کلیدر رو داره. با همون سبک نوشتاری کوتاه و نفس بر. اونقدر در جملات کوتاه و ملموس حالات و رفتار آدمهای قصه رو میخونی که گاهی فکر میکنم دارم فیلم میبینم . **هر چند خونه پیدا کردن خیلی سخته و هزینه های اجاره سرسام آور ولی برای من جالبه که دارم بعد از 5 سال جابجا میشم. یک تنوع عالی! **بالاخره قراداد جدیدم اومد و به خوشی امضا شد و رفت . خوب خدارو شکر که میتونم از بیمه زایمان هم استفاده کنم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:20 توسط سولی
|
|
||